در قرآن كلمه عشق استعمال نشده است. شايد به اين دليل كه در زمان نزول كلمه عشق، به وسيله شعرا تنها در خدمت فسق و فجور و شهوتراني قرارگرفته بود؛
چنانكه اشعار شعراي آن زمان محتوايي جز دنياپرستي و زرقوبرق زندگي زودگذر دنياي دني نداشت كه نمونه آن
اشعار سبعه معلقه است و همين باعث شدكه خداوند شعراي آن زمان و زمين را گمراه معرفي كند و درسوره
شعرا ميفرمايد: والشعراء يتبعهم الغاوون(225)، الم تراَنهم في كل واد يهيمون(226)، و انهم يقولون ما لايفعلون(227)، الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات؛ گمراهان از شعراي(بي ايمان) پيروي ميكنند.
آيا نديدي كه آنها درهر وادي سرگشته ميروند و آنچه را عمل نميكنند ميگويند؛ مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.
با توجه به اينكه خود آيات مسجع و با وزن و آهنگ خاصي است، بايد گفت: منظور آيه اين نيست كه هر شاعري متبوع گمراهان است؛ به همين دليل پيامبر فرمود: ان لمن البيان لسحرا(7)؛ بعضي از بيانها سحر هستند.
در روايات،كلمه عشق آمده است. درحديث معروف قدسي آمده است:
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني ومن عرفني احبني عشقني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فعليّ ديتَهُ ومن علي ديتَهُ فانا ديته(8)؛(خداوند فرمود: هركس مرا طلب كند، مرا مييابد و هركه مرا بيابد، مرا ميشناسد و هركه مرا بشناسد، عاشقش ميشوم و هركس كه به گردن من ديه دارد، من خودم ديه او هستم.
در قرآن به جاي كلمه عشق«حب» آمده است: و الذين آمنوا اشد حبا لله؛ كساني كه ايمان آوردند،شديدترين محبت(آنها) براي تنها حضرت ربالعالمين است.
بنابراين اساس پرستش، عشق است؛ چنانكه دين هم جز محبت چيزي نيست و ازامام باقر(ع) روايت شده است: هل الدين الا الحب(9).
علامه طباطبائي درمورد نكات آيه مذكور ميفرمايد:
1.حب يك نوع ارتباط وجودي و جاذبه خاص ميان علت معلول است؛ لذا مثلاً دانشجو استادش را كه علت باسواد شدنش است، دوست ميدارد و استاد هم شاگرد خود را كه درس ميخواند، دوست ميدارد و ازهمه مهمتر خداوند است كه چون خالق و رازق است ومدبر ماست، همه آگاهانه يا ناآگاهانه به او علاقه داريم چنانكه خداوند هم مخلوقاتش را دوست ميدارد؛ چون آنها آثار اويند.
2.محبت داراي شدت و ضعف و دريك نظام طولي است، نه عرضي.
3.خداوند از هر جهت شايسته و بايسته محبت ذاتي و حقيقي و خالص و شديد و دائمي موجودات نسبت به او است.
4.اساس محبتها، به حب ذات برميگردد و اگر غير خود را هم دوست داريم، براي اين جهت است كه به ما وابسته است؛ لذا خداكه خود را دوست ميدارد، مخلوقاتش را هم كه از آثار اوست، دوست ميدارد.
5.محبت اعم از آگاهانه و ناآگاهانه است؛ بنابراين هر موجودي بهرهاي از عشق و محبت دارد»
+ نوشته شده توسط محمد طاهری و تراب و حجت صادقی در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۶ و ساعت |
محفل قرآنی حبل المتین...
ما را در سایت محفل قرآنی حبل المتین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 22:14