محفل قرآنی حبل المتین : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

 2- امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

مرگ كسى فرا رسيد به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند، حضرت با عدّه اى بالاى سرش رفتند، در حال بيهوشى بود، فرمودند: اى ملك الموت! دست نگاهدار از او سؤالى داشته باشم.

فرمود: چه مى بينى؟ عرضه داشت: سپيدى و سياهى زياد، فرمود: كدام به تو نزديكترند؟ عرض كرد: سياهى، فرمود: بگو:

اللَّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصِيكَ، وَاقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ مِنْ طاعَتِكَ.

الهى، بسيارى معاصى مرا بيامرز، و طاعت و عبادت اندك مرا بپذير.

پس از گفتن اين دو جمله بيهوش شد، حضرت فرمود: ملك الموت آسان بگير تا از او سؤالى كنم، از بيهوشى درآمد، فرمود: چه مى بينى؟ گفت: سياهى و سپيدى زياد، فرمود: كدام به تو نزديكترند؟ عرضه داشت: سپيدى، حضرت فرمود:

غَفَرَاللَّهُ لِصاحِبِكُمْ.

خداوند دوست شما را مورد بخشش و مغفرت و لطف و رحمت و كرم و عنايت قرار داد.

3- رسول خدا صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران از مدينه خارج شدند، هوا به شدّت گرم  بود، فرمودند: در مقابل خود چه مى بينيد؟ عرضه داشتند: جز يك شبح چيزى به نظر ما نمى رسد، فرمود: مردى است بيابانى، مقصدش مدينه است، در حدود شش روز است آب و نان نيافته.

شتر سوار نزديك شد، حضرت به او فرمودند: كجا؟ عرضه داشت: مدينه، فرمود: براى چه؟ پاسخ داد: زياد از شخصى كه مبعوث به رسالت شده خير و خوبى شنيده ام، عاشق زيارت او هستم، بروم تا به جمال دلارايش نظر كنم، فرمود:

آن كه به دنبالش هستى، منم، آيا حاضرى از بت پرستى دست بردارى؟ عرضه داشت: آرى، حضرت شهادتين را به او تلقين كرد، چون شهادتين گفت از حال رفت، نزديك بود از شتر به زمين افتد، حضرت فرمود: آرام او را از روى شتر به زمين بگذاريد، چون او را خواباندند، فرمود: آب تهيه كنيد تا غسلش دهيم، زيرا از دنيا رفت. پس از مراسم غسل و كفن همان جا قبرى آماده كردند، چون وى را دفن نمودند حضرت فرمود: چه آسان و راحت و بى رنج و زحمت به بهشت رفت

+ نوشته شده توسط محمد طاهری و تراب و حجت صادقی در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت |

محفل قرآنی حبل المتین...

ما را در سایت محفل قرآنی حبل المتین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:52

صفحه بندی