
یا جابر العظم الکسیرxa0روزی روزگاری مردی بود که گمان میکرد میتواند جهانی را متحول کند . گمان می کرد میتواند فرمانده ارشد لشگر مهدی عج شود . گمان می کرد می تواند بذر محبت و اتفاق را در قلوب بکارد . گمان می کرد می تواند از دام رفتن برهد و بساط خوب ماندن را فراهم کند .و اکنون آن مرد ، هنوز حتی نتوانسته خود را بالا بکشد . نتوانسته لطافت و پاکی را مزه کند . نتوانسته از گیر و دار منیت ها و خود محوری هایش...
ادامه مطلب